X
تبلیغات
رایتل

آسیب شناسی انس جوان ایرانی مسلمان با قرآن کریم

مقدمه:

خداوند بشر را آفرید و از آفرینش او مقاصدی را در نظر داشت . او بشر را در روی زمین تنها رها نکرد بلکه پیامبران را فرستاد تا آنها را هدایت کنند و راه سعادت و شقاوت را به انها بنمایانند حال بشر مختار بود که راه خود را به نحوی که شایسته می داند انتخاب کند . در این مسیر خداوند کتابهای آسمانی را فرستاد و از میان کتب متعدد ، قران کریم آخرین کتاب آسمانی است که خدا از طریق وحی بر خاتم رسولان برای هدایت بشریت فرستاد . تمام کتب آسمانی دیگر ...

بر اثر تحریف دستخوش تغییر قرار گرفتند اما قران از تحریف در امان مانده است و بهترین کتاب برای بشریت عنوان شده است . قرآن حاوی مضامین بسیاری است که هم بعد مادی زندگی بشر را در بر می گیرد و هم بعد معنوی آن را . لذا بشر برای مسائل خویش در قرآن آیاتی دارد که می تواند هدایتگر آنها باشد . بشریت با رجوع به دستورات آسمانی قرآن می توانند در حد ظرفیت و درک خود از مضامین بلند آن برداشت نماید.

 قرآن کتاب هدایت است. این را می توان از همین آیات نخست سوره بقره دریافت که می فرماید: ذلک الکتاب لاریب هدی للمتقین؛ قرآن کتابی است که در آن گمانی راه نمی یابد و برای هدایت پرهیزگاران است. اما با نگاهی تند و گذرا در زندگی مردمان می توان به سادگی دریافت که قرآن در عمل چنین نقشی را در زندگی بیشتری مردم نپذیرفته است و یا مردم چنین نقشی را برای قرآن در عمل نپذیرفته اند و نخواسته اند تا چنین نقشی را ایفا کند. از این رو بیش از آن که مفاهیم وآموزه های آن در زندگی مردمان نقش داشته باشد ، هنرهای پیرامونی آن گسترش یافته و در همه حوزه ها نفوذ کرده و خود را می تابابند. به سخن دیگر بیش از آن که نگاهی کاربردی به قرآن و آموزه های هدایتی آن داشته باشد به عنوان کتابی مقدس مورد توجه بوده است. این تقدس و قداست هر چند که تابوی برای آن شده است و از احتمال تعرض و اهانت بازداشته است ولی این حریم ناخواسته را نیز پدید آورده است که کسی به آن نزدیک نشود. همگان از قداست قرآن سخن می گویند و از این که نمی بایست کم ترین و کوچک ترین تعرض و اهانتی به ساحت پاکش صورت گیرد و کسی را دست آلوده به دامن کبریایی اش نیالاید.
آن چنان به قرآن از نظر کمیت های پیرامونی پرداخته می شود که از کیفیت و هدف و نقش او چیزی به چشم نمی آید. نقش قرآن به عمد و یا به سهو به سایه رانده شده است و مهجوریت قرآن پدیدار شده است. آن اندازه که در آهنگ و گویش و ندا و شیوایی خوانش و نگارشش سخن گفته می شود و تاکید می گردد ، در حضور جدی قرآن در زندگی مردمان سخن نمی رود. آن اندازه تبلیغات درباره قرآن و خوانش آن انجام می شود که آدمی گمان می برد که قرآن در همه جا حضور جدی دارد. اگر به مساجد برود در همه جا بهترین نگارش قرآن را بر دیوارهای به رنگ های خوش لاجوردی می یابد. در هر گوشه مسجد به هزاران نگارش خوش و زیبا قرآن های چاپی زیبا را می نگرد و در هر گوشه مسجد نوای خوش خوانندگان قرآن به گوش می رسد. در سیما و صدا چنان از قرآن و حضورش می توان دید که دیگر نیازی نمی بیند که از قرآن چیزی ببیند و یا بشنود. برنامه های قرآنی حضوری بیست و چهار ساعته از هر دو دسته شنیداری و دیداری اش دارد. خبرگزاری قرآن همه اخبار و اطلاعات در همه حوزه های قرآنی را بیان می دارد. این کمیت جدی و پررنگ اطلاعات قرآنی در همه هنرها و فنون انسانی از فیلم و داستان و نقاشی و کند و کاری و قلمه زنی و مانند آن گویی چنان آدمی را اشباع و سیراب می سازد که دیگر احساس خلا نمی کند. از این رو از خود نمی پرسد که آیا قرآن مهجور است؟ چه چیزی می تواند وی را وادارد تا از خود چنین پرسش بیهوده ای را بکند. این کمیت عظیم مگر بیان گر حضور قرآن در زندگی آدمی نیست. همه جا قرآن به انواع و اقسام مختلف حضور دارد و نقش خود را نشان می دهد. دیگر چه نقشی مانده است که قرآن می بایست ایفا می کرد ولی انجام نداده و یا اجازه انجام آن به وی داده نشده است؟
این تراکم شدید و این کمیت عظیم هر انسانی را از بود قرآن سیراب می کند و چنین احساسی به وی دست می دهد که دیگر نیازی نیست که از قرآن گفته شود. به اندازه کافی از حضور قرآن گفته و دیده و شنیده شده است. احساس نیازی وجود ندارد تا دوباره این پرسش مطرح شود که چگونه می توان قرآن را به زندگی وارد کرد؟ یا چه کاری می بایست انجام داد و چه برنامه ای را باید ریخت تا قرآن به زندگی مردمان وارد شود؟ زیرا کمیت انبوه و سنگین قرآن در زندگی را همگی احساس می کنند و حضور جدی آن را در همه عرصه های حیات می بینند. بنابر این دیگر احساس نیازی نمی کنند تا از خود بپرسند چه کنیم تا قرآن در زندگی حضور پررنگ و جدی ای داشته باشد؟
به نظر می رسد که کمیت انبوه و سنگین حضور ظاهری قرآن چنان عمل کرده است که آدمی را گمراه نمود و ابلیس توانسته است تا نقش اصلی قرآن را چنان دگرگونه سازد که به جای آدم سازی و کمال سازی و هدایت به وسیله سرگرمی و تفریح و درآمدزایی مردمان تبدیل شده است. بسیاری از کارهای که ما با قرآن و آیات آن می کنیم و یا بسیاری از کارکردهایی که برای قرآن ساخته و پرداخته ایم همان کاری است که یهودیان با ایات آسمانی تورات و انجیل انجام داده و می دهند. عبریان در این کار استاد تمام هستند. آنان هم آیات وحیانی را منبع درآمدزایی خود قرار داده بودند و اکنون این امت محمدی است که قرآن را منبع ای برای درآمدزایی خود قرار داده است. یکی با نقاشی از آیات و تصویرگری از آن امرار معاش می کند و آن دیگری با نوای خوشش از آن پول در می آورد و آن دیگری به عنوان پژوهش های قرآنی قراردادهای میلیونی و یا صد میلیونی و حتی میلیاردی می بندد. در هنر و عرصه هنر هفتم و هشتم نیز پیشتاز است. هر گونه فیلم تخیلی و داستان عشقی را می توان از آیات قرآنی ساخت و در حوزه داده ها و اطلاعات اکنون حرف نخست را می زند. روزی نیست که در جست و جوگرهای گوگل و یاهو قرآن در صدر نباشد. بیشترین نگارش ها از قرآن صورت می گیرد و چاپخانه ها و انتشارات بسیاری سودهای بسیار می برند. تنها جایی است که سرمایه نه تنها در معرض خطر نیست بلکه سود تضمینی در آن نهفته است.
بنا این تفصیلات دیگر قرآن نه تنها مهجور نیست بلکه در همه جا نقش خود را به بهترین وجه ایفا می کند. مراکز و پژوهشکده های قرآنی بسیار ایجاد شده است و پول های هنگفتی هزینه می شود. قرآن منابع انسانی خاص خود را پرورش می دهد و هر کسی در هر حوزه قرآنی می تواند ده ها و صدها نفر را بیابد که متخصص امور و علوم و هنرهای قرآنی هستند. در سال های اخیر در حوزه های علمیه دانشکده های علوم قرآنی باز شده است و این آمار در دانشگاه های دولتی بسیار بیش تر از آن است که بتوان نادیده گرفت. در روستاها هم مراکز روخوانی و صوت و تجوید وجود دارد. رشته ای نیست که قرآن در آن مطلب و سخنی نداشته باشد و کوچه ای نیست که صدای عبدالباسط از آن به گوش نرسد. به هر حال در این انبوه جمعیت در هر کوچه ای یک نفری می میرد و نیازی به عزاداری است و محفل آن را قرآن گرم می کند. آیا این حضور همه جانبه و گسترده قرآن کفایت نمی کند؟
به نظر می رسد که واژگان در زمانه ما معانی خود را از دست داده اند. آیا این ها بیانگر حضور قرآن درزندگی است؟ آیا ما توانسته ایم مفاهیم قرآن را در زندگی خود چنان خدا خواسته وارد سازیم و زندگی و جامعه خود را قرآنی سازیم. نقش قرآن به عنوان یک کتاب آسمانی چیست؟ چه کارکردهایی از قرآن انتظار داریم ؟ کارکرد ذاتی و جنبی قرآنچیست؟

طرح مسئله:

دین در ایران معاصرنقش مهمی در فرایند شکل گیری جامعه داشته است .دین اسلام و به خصوص مذهب تشیع برای ایرانیان حامل اعتقادات و پیامهاودستورالعملهای مهمی می باشد .که مهم ترین منبعی که این دستورالعملهادرآن بیان شده قران می باشد.از طرف دیگر برای محقق در حوزه جامعه شناسی دین ،درک گفتار وکردار عاملان دینی اهمیت زیادی دارد. کردارها وگفتارهای عاملان دینی را در هر دوره ای می توان به صورتهای مختلفی توضیح داد. درک مسیری که جامعه ایران در چندین دهه اخیر طی کرده ،نیازمند بینشی تاریخی است که این مقطع خاص را دردرون یک چشم انداز تاریخی بزرگتر قرار دهد.در دهه اول بعد از انقلاب بیشتر سعی برآن بوده که قرائت صحیح قرآن توسط دینداران انجام گیرد وبیشتر کلاسها به این امر میگذشته و کار تفسیر قرآن برعهده افراد خاص بالاخص روحانیون مجرب بوده است. امادر دهه دوم انقلاب وبا وارد شدن ایران به دوره گذار مدرنیته وشیوع سواد بین ایرانیان (کلاس های سوادآموزی )توجه دولت دینی به سمت آموزش قرائت قرآن همراه با مفاهیم آن رفت و این روند تابه حال هم ادامه داشته است وازطرف دیگر با وجود آنکه همه ائمه اطهار و بزرگان به آسمانی بودن مضامین الهی قرآن اذعان دارند اما با گذشت بیش از هزار و چهارصد سال و با ورود مدرنیته در جهان و در ایران به نظر می رسد افراد آن طور که شایسته است از این کتاب آسمانی استفاده نمی کنند و فقط از جهت قداست این کتاب را همراه خود دارند و در منازل تک تک مسلمانان یافت می شود به نظر می رسد غفلت از قرآن در زندگی روزمره مردم به شدت فراگیر شده است بنابر این در مقاله پیش رو سعی گردیده است نحوه به کارگیری و استفاده مسلمانان امروز به ویژه جوانان ایرانی از قران را بررسی نماید و سوال اصلی ما در این مقاله این است که جوان امروز ایران چگونه از قران کریم این مصحف الهی بهره مند می شود و این کتاب آسمانی چه نقشی در زندگی آنها ایفا می کند ؟

برای پاسخ به این سوال می کوشیم نخست چارچوبی نظری استوار سازیم وسپس آنرا برای توضیح عملکرد جوانان امروز ایرانی به کار بندیم.

چارچوب نظری:

بر مبنای نظریه دیویس جوامع کنونی را می توان از منظر نقش دین در سامان دادن نظم اجتماعی به سه دسته تقسیم کرد:جوامع قدسی، سکولار و کثرت گرا .مطابق نظر دیویس ، در ایران که تاخت وتاز مدرنیته را تجربه کرده است ،نوعی جامعه قدسی واکنشی پدید آمده است(که البته دکتر محدثی جامعه ناقدسی و ناسکولار را برای ایران مناسب تر می دانند). او جوامع قدسی را به دو نوع قدسی سنتی و قدسی واکنشی تقسیم می کند . جامعه قدسی جامعه ای است که منشا نظم اجتماعی را در امری فرا انسانی می جوید و از نظر اجتماعی یکپارچه است . جامعه قدسی خواه ، قدسی سنتی خواه ، قدسی واکنشی یکپارچه و انحصاری است واین جامعهبرخلاف جامعه سکولار به منشا متعال نظم به عنوان اساس جامعه انسانی نظر دارد.در طرح قدسی جامعه تنها یک نظم اجتماعی منزل از بالا را به رسمیت می شناسد و دین در این طرح عامل یا نهادی زیر بنایی است .بنابر این هر آنچه مربوط به خدا باشد در جامعه قدسی عزیز است و کسی جرئت کم توجهی به آن را ندارد بنابر این قران هم که یک کتاب آسمانی است مورد توجه همه پیروان دین اسلام خواهد بود .از طرف دیگر دیویس از دونوع جامعه قدسی سخن می گوید :جوامع قدسی که پیش از تاثیر مدریته وجود داشته اند(که دکتر محدثی در مقاله آسیب شناسی امر به معروف ونهی ازمنکر ایران عصر صفوی تا نیمه های عصر قاجار را مصداق آن می داند)و جوامع قدسی که در واکنش علیه این تاثیر سازمان یافته اند(ایران از میانه عصر قاجار،زمانیکه با دنیای مدرن کم کم آشنا شد وطرح دیگری از جامعه را شناخت).پس این چنین می شود که دیویس ایران بعد از انقلاب اسلامی را بهترین مثال از یک جامعه قدسی واکنشی می داند.دیویس از یک طرح کثرت گرای جامعه هم صحبت می کند که درآن نه دین نظم اجتماعی را درانحصار خود درمی آوردونه درشکل دهی نظم اجتماعی بی نصیب می ماندبلکه این جامعه کثرت گرا بر اساس فرآیند ارتباط پامی گیرد و وفاق هدف این جامعه است.

 

رسالت قرآن کریم در منابع دینی:

با توجه به کتب فراوانی که در این رابطه وجود دارد می توان به تفصیل از رسالت قرآن توضیحاتی را ارائه نمود در اینجا منظور از رسالت قرآن کریم یعنی پیامی که انسان کامل با دریافت آن به سمت والای رسالت منصوب می گردد .مهم ترین رسالت قرآن مهندسی زمینه های مستعد دل های حق طلب بشر است چنان چه از قران به عنوان عصاره پیام همه انبیا و رسالت همه کتاب های آسمانی یاد شده است . انسان اگر چه خود از اصول سعادت و شقاوت آگاه است اما بسیاری از قوانین و معارف تشریعی را نمی داند و قرآن کریم اولا ً فطرت آدمی را احیاء می کند و ثانیا حیات نوینی به او می بخشد یعنی مهندسانه انسان را از زیر بار طبیعت می رهاند و هم معلمانه و مربیانه او را بر طبیعت مسلط می کند و خوی فرشتگی به او عطا می کند . جاودانگی قرآن ایجاب می کند که رسالت او نیز دائمی و زوال ناپذیر باشد ممکن است برخی چنین بپندارند که بشر نه تنها از لحاظ صنعت و علوم تجربی ترقی بسیاری کرده است بلکه در علوم انسانی مثل جامعه شناسی و اقتصاد و روان شناسی نیز تجربه های بسیاری را اندوخته است بنابر این از وحی بی نیاز است اما بی نیازی از وحی متفکر ملحد را که تمام هستی و جهان را در ماده خلاصه می کند به کوری تبدیل می کند که نه معنای بینایی را درک می کند و نه از وجود بینا با خبر است ولی با این حال آرزوی دیدن ندارد و لذا منکر وجود نور است و اصرار بر انکار خود دارد و می گوید من هر چه جستجو می کنم نور را نمی یابم . رسالت قرآن در عصر شکوفایی علوم تجربی و انسانی مهم تر است .قرآن از آن جهت که دلهای تاریک عالمان نظری و جاهلان قلبی را روشن می نماید و راه آن به این است که درخشش عقلی و فروغ قلبی را به جامعه ارائه می نماید لذا وظیفه مفسران راستین آن است که توان تعمق در درک معانی قرآن را داشته باشند و رهنمودهایی از قرآن را که بقیه از فهم آن ناتوان هستند استخراج کنند . مهمترین رسالت قرآن هدایت بشر است بنابر این به منظور هدایت همه انسان ها نازل شده است و چون انسان می تواند از نازل ترین مرتبه به عالیترین مرتبه جهان برسند بنابر این نیازمند یک برنامه هدایتی است قرآن طناب خاص الهی است یک طرف آن در دست بنده و طرف دیگر آن به سمت خدای سبحان است . رسیدن به باطن قرآن نیز بدون حفظ ظاهر و عمل به آن مقدور نخواهد بود لذا توده مردم از آیات قرانی اشاراتی را دریافت می کنند و اولیاء از اسرار آن آگاه می شوند تنها کتابی که توان آن را دارد که درباره تمام مکاتب اعتقادی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی و سیاسی اظهار نظر کند و خطوط کلی صحت و سقم آنها را ترسیم نماید . رسالت بعدی قرآن در معرفت است و رسالت دیگر آن در معاشرت می باشد . در قرآن بارها آمده است که مردم را به اجتماع فرا می خواند و جامعه را مسئول می شمارد در برخورد های اجتماعی آداب و سننی را تعلیم می دهد که با کرامت انسان هماهنگ بوده ، لذا تمام اوصاف رنج آور و جدایی زا را نکوهش کرده و تمام فضایل مهر بار و وصل آور را ستوده است و تاثیر اختلافهای نژادی و بومی و زمانی و اقلیمی و نظایر آن را فقط در محدوده ابزار شناسایی یکدیگر امضا می کند نه فخر بر همدیگر و تنها مباهات را در نفی فخر فروشی و ترک تباهی و طرد بزهکاری و ....

ادب معاشرت حقوقی در جامعه انسانی از نظر قرآن کریم بر اساس قسط و عدل متقابل است از رسالت های اساسی قرآن در بهبود ادب معاشرت همانا بنیانگذاری جامعه متمدن و راستین بوده است . رسالت دیگر قرآن در معیشت است . مال و دارایی وسیله رفع نیازهای طبیعی می باشد و چون تهیه وسایل آن بدون رنج نیست مقدار معقولی از کشش درون و لذت تملک در وجود انسانها ذخیره شده است . داشتن ثروت در اقتصاد اسلامی کمال نیست . رسالت دیگر قرآن در سیاست است .

قرآن کریم که نور است در تبیین معارف خویش از گزند هر گونه ابهام و آسیب مصون است در تشریح نحوه نورانیت خود و کیفیت نورانی نمودن جامعه حیاتی ترین مساله اجتماع بشری را حکومت عدل و سیاست قسط مطرح می کند و تنها راه نورانی کردن مردم را در پرتو سیاست راستین رهبران آسمانی آنها می داند و بدون حکومت وحی و سیاست گذاری پیامبران الهی جامعه بشری را تاریک می شمارد رسالت دیگر قرآن در ثقافت است یعنی علوم را از هم جدا می کند و معارف اصلی خویش را در محور علم عقلی تبیین می کند و اسرار طبیعی را رموز آفاق می شمارد . رسالت قرآن تنها در بعد علم عقلی نیست که فقط عطش علمی دانشمندان را فرو نشاند . تمام رسالت های قرآن که ذکر شد فقط در پرتو هماهنگی با عترت طاهره قابل اجراست .

 

نقش قرآن در زندگی بشری :

نقش قرآن در زندگی بشری در ابعاد مختلف فردی ، اجتماعی و حتی بین المللی قابل دقت و بررسی است که به طور مختصر به بعضی از آنها اشاره می شود :

اول)انسان نیازمند ارتباط مستقیم با آفریننده و هستی بخش خود است این ارتباط اگر چه از طریق مناجات و راز گویی درونی و قلبی انجام می گیرد اما دسترسی به کلمات خود خداوند ، بسیار لذت بخش و اطمینان آور است چنان که اقبال لاهوری گفته است اگر می خواهی خدا با تو سخن بگوید قرآن بخوان . این ویژگی به طور کامل تنها برای قرآن مجید باقی مانده است و هیچ کتاب آسمانی دیگر ، چنین جایگاهی ندارد .

دوم)انسان در تکاپو و جست و جوی آگاهی های صحیح و معارف بلند و پر معنا است . البته با استفاده از تجربیات بشری و تلاش های علمی به بسیاری از آگاهی ها می توان دست یافت اما برای اطمینان به درستی یافته های خود و آگاهی به آنچه برای او دست نایافتنی است نیاز به یک منبع اصیل و غنی بسیار محسوس است چنان که از زبان امام راحل ره گفته شده است اگر قرآن نبود درهای معرفت بر ما بسته بود . قرآن مجید در این باره جایگاه ممتازی دارد تعریفی که قرآن از انسان دارد «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» بقره آیه 30- و تعریفی که قرآن از خداوند ارائه کرده است ؛«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ»؛شوری آیه 11 همراه با بیان صفات جمال و جلال و تعریفی که از نظام هستی و حیات و شعور همگانی موجودات ارائه داده وَ إِنْ مِنْ شَیْ ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ»؛ رعد (13)، آیه 13. و بیانی که از پیوستگی و هماهنگی منظم همه کرات و افلاک و زمین و آسمان دارد «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها...»؛ شمس (91)، آیه  1-4و... نیازمندی همه جامعه بشری و پویندگان راه حق و حقیقت را به این کتاب آسمانی ضروری و آشکار ساخته است؛ زیرا بعضی از دانش ها به جز از طریق قرآن، برای بشر دست یافتنی نیست: «وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ»؛ بقره (2)، آیه 151.؛ «و آنچه را نمی دانستید به شما یاد می دهد...».
از جمله آگاهی هایی که جز از طریق قرآن راهی برای دریافت آن نیست، آگاهی درباره جهان پس از مرگ و جزئیات جهان آخرت است؛ زیرا هیچ کدام از افراد بشر، تجربه تکرار و رفت و آمد آن را ندارند و درک بشری، هیچ گونه سابقه ذهنی از آن ندارد. در حالی که در سوره «واقعه»، «صافات»، «مرسلات» و... صحنه قیامت را به تصویر کشیده است
سوم)نقش برجسته دیگر قرآن این است که از سابقه تاریخ بشر، خبرهای درست و مطابق واقع را نقل کرده و سرگذشت پیامبران و محتوای پیام آنان را - بدون هرگونه تحریف و دسیسه بشری به انسان ها رسانده است. ازاین رو قرآن حتی بر پیروان تورات و انجیل، منّت شایان توجهی دارد که چهره پیامبران بنی اسرائیل را به درستی معرفی کرده و حضرت موسی، عیسی، زکریا و... را آن گونه که بوده اند - به دور از هر گونه تهمت و توهینی شناسانده و دست تحریف گران و دسیسه گران را نقش بر آب ساخته است. قرآن مجید در این باره می فرماید: «وَ إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لِی بِحَقٍّ»؛ مائده (5)، آیه 116.؛ «ای عیسی پسر مریم! آیا تو گفتی به مردم که من و مادرم را همچون دو خدا به جای خداوند بپرستید؟! گفت: منزهی تو! مرا نشاید چیزی را که حق نیست بگویم».
چهارم) نقش برجسته دیگر قرآن برای جامعه بشری، این است که ظرفیت جهان شمولی دارد و پیام های آن برای تمام مصلحان جهان و حافظان حقوق بشر، قابل اعتنا و کاربردی است. تکیه بر نقاط مشترک پیروان ادیان آسمانی و پایبندی به اصول انسانی (مانند عدالت گستری، امانت داری و...)، تلاش برای ریشه کنی هرگونه ناهنجاری، ناپاکی و اختلاف و مخالفت با حق و درستی و... همگی شاخص هایی است که ظرفیت جهان شمولی قرآن را به نمایش گذاشته است. آیات نورانی قرآن، تمامی اصلاحگران و حق گرایان را به سوی محور وحدت و پاکی، به دور از هر گونه تعصب و خودخواهی، دعوت کرده است: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ»؛ آل عمران (3)، آیه 64.؛ «بگو: ای اهل کتاب! بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است، بایستیم که: جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم و برخی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به پروردگاری نگیرد»
بی تردید گستردگی دانش بشر، تحولات شایان توجهی داشته و شکوفا سازی طبیعت و سلطه بر آن، به دست قدرت علمی و اطلاعاتی انسان و تجربه های بشری، تا حدود زیادی تأمین شده است. قرآن خود این

تحول آفرینی را در گستره ظرفیت های انسان دانسته است: «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیها»؛ هود (11)، آیه 61.؛ «خداوند شما را در زمین ایجاب کرد و وظیفه شکوفایی و آبادانی و استخراج ظرفیت های زمینرابه شماواگذارکرد».
رسالت دین و قرآن، «شکوفایی متوازن، متعادل و هماهنگ انسان» است. بر این اساس باید انسان را شناخت و آغاز و انجام او را دانست. باید جایگاه انسان را در کل هستی به درستی تعریف کرد و رابطه او با خدا، خود، جامعه و طبیعت را تنظیم نمود.
رسالت علم ساخت جهان و رسالت قرآن، رشد ایمان و جهت دهی به حرکت انسان است و با توجه به اسارت علم در دست برخی از انسان های آلوده به قدرت و ثروت و فزون خواه، ضرورت پایبندی به کتاب آسمانی به دور از تحریف و یک مکتب الهی آشکار شده است.

 فراموش کردن مفاهیم و معارف قرآن کریم وغفلت از آنها، باعث شده که مردم به دستورها و پیام‎های راه‎گشا و هدایت‎گر این کتاب مقدس توجه نکنند و فرهنگ قرآن در میان مردم به دست فراموشی سپرده شود بسیاری از مردم به جای عمل به قرآن، تنها آن را به عنوان یک کتاب مقدس یا به قصد ثواب آن را تلاوت می‎کنند و یا در مراسم ختم مرده‎گان آن را قرائت نموده و یا در کنار سفره عقد و یا دریاچه‎ای سبز بر روی طاقچه از آن نگهداری می‎کنند!! در حالی که قرآن کریم برای هدایت و تربیت انسان‎ها نازل شده و مردم باید با عمل به دستورها و فرمان‎های آن، برای رسیدن به کمال و نزدیک شدن به خداوند را بپیمایند و در آیات آن تدبر و تفکر کنند ودر زندگی آن‎ها را بکار گیرند و پیاده کنند؛ «... و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون؛... (نحل44 آیه)و ما این ذکر (قرآن) را بر تو نازل کردیم تا آن چه به سوی مردم نازل شده است برای آن‎ها تبیین کنی، شاید اندیشه کنند».

 حضرت علی ـ علیه السّلام ـ درباره مهجوریت قرآن کریم می‎فرماید: «... حاملان قرآن آن را واگذاشته و حافظان قرآن آن را فراموش می‎کنند، پس در آن روزقرآن و پیروانش از میان مردم رانده و مهجور می‎گردند و هر دو غریبانه در یک راه ناشناخته سرگردانند و پناه‎گاهی میان مردم ندارند، پس قرآن و پیروانش در میان مردمند، ولی گویا حضور ندارند، با مردمند ولی از آن‎ها بریده‎اند؛ زیرا گمراهی و هدایت هرگز هماهنگ نشوند، گر چه کنار یکدیگر قرار گیرند، مردم در آن روز، درجدایی و تفرقه هم داستان، و در اتحاد و یگانگی پراکنده‎اند، گویی آنان پیشوای قرآن بوده و قرآن پیشوای آنان نیست، پس از قرآن جز نامی نزدشان باقی نماند و آنان جز خطی را از قرآن نشناسند...».(نهج البلاغه ،خطبه 147،ص 271)

قرآن کریم همان طور که اشاره شد برای هدایت بشر بر قلب رسول خدا وحی شده است اما در گذشته و حتی امروز در ایران بیشترین استفاده ای که از قرآن کریم صورت گرفته است و تاکید زیادی هم بر آن شده است قرائت آن بوده است به نحوی که در مجالس قرائت خوانی قرآن کریم که در مساجد و منازل افراد برپا می شود افراد گرد هم می آیند و قرائت قرآن را می آموزند و بیشترین تاکید را هم بر صحت قرائت می گذارند همان طور که به خوبی می دانید پدر بزرگها و مادربزرگهای ما که سواد خواندن و نوشتن ندارند به خوبی می توانند از روی خط قران بخوانند این افراد محصول مکتب خانه های گذشته هستند که قرائت قرآن از اصول مهم و ضروری در آن قلمداد می شده است . بنابر این تاکید بر قرائت صرف باعث شده است که افراد از مضامین آیاتی که می خوانند آگاهی نداشته باشند. این واقعیت را به خوبی می توانیم در جامعه امروز هم ببینیم مدارس ما تاکید زیادی بر صحیح خوانی قران دارند و تمرکز در دوره دبستان بیشتر بر حفظ کردن آیات است به تازگی مدارسی قرانی در کشورمان فعال شده اند که حفظ کردن آیات در آن به همراه یادگیری ترجمه دقیق به کودکان صورت می گیرد و کودکان حفظ آیات را به صورت موضوعی می آموزند یعنی مثلا زمانی که موضوع درسشان غیبت است آیات مرتبط با غیبت را همراه ترجمه آن حفظ می کنند . اما این مدارس در مقابل سایر مدارس عادی بسیار کم هستند و اغلب آنها غیر انتفاعی می باشند بنابر این همه افراد نمی توانند از آنها استفاده کنند . خواندن و قرائت قرآن در ابتدای هر مجلس و محفلی نورانیت خاصی به فضا می بخشد بنابر این حتما ً قبل از هر سخنرانی ، جلسه و برنامه ای چند آیه از قرآن تلاوت می گردد . حتی در ماه مبارک رمضان ما شاهد هستیم افراد تلاش زیادی می کنند تا بتوانند حداقل یک بار تمام قران را تلاوت کنند این تلاوت صرف اگر چه باعث نورانیت وجود آدمی می گردد و تاثیرات مثبتی را در جسم و جان افراد می گذارد اما بدون درک معانی و فهم مفاهیم مانند کودک کلاس اولی هستیم که قادریم از روی کتابهای سوم دبیرستان بخوانیم اما چیزی از آن نمی فهمیم و درکی از آن نداریم و خواندن صرف بدون فهم برای ما کمالی محسوب نخواهد شد . اما امروز ما شاهد هستیم بیشتر از قبل به فهم آیات تکیه می شود و کلاسهای متعدد تدبر  در قران و تفسیر قران و ... در سطح کشور برگزار می شود در مدارس هم تغییراتی در این باب در مضمون کتابهای دوره راهنمایی و دبیرستان صورت گرفته است که مضامین درسی حول محور ترجمه آیات شکل گرفته است و دیگر دانش آموز مجبور نیست فقط آیات را حفظ کند بلکه آنها را حفظ می کند و مفهوم آن را هم درک می نماید و به نظر می رسد این شیوه منطقی تر از شیوه گذشته باشد . در این راستا برای فهم آنکه جوان امروز ایرانی از قران چه استفاده هایی می کند و چقدر در درک و فهم آیات آن می کوشد و چقدر این آیات با روح و جان او آمیخته می شود . به تعدادی از جوانان در یک رده سنی مشخص (25-35)پرسشنامه ای دادیم  تا کاربرد قران را در زندگی آنها بفهمیم و چگونگی استفاده آنها را ازقرآن درک نماییم .

 

با توجه به نتایج به دست آمده اغلب آنها برای خود برنامه ای منظم جهت قرائت قران ندارند و گهگاه بنا به ضرورت این کار را انجام می دهند و بیشتر آنها نتوانسته بودند زمان مشخصی را برای قرائت قرآن بیان کنند . بیشتر به قرائت عربی قران توجه دارند و گهگاه بنا به دلایل مشخصی به معانی آنها توجه می کنند و و بیشترین سوره هایی که آنها می خواندند سوره یس و سوره انعام و سوره های جزءسی قران بوده است . عده بسیار کمی از آنها به تفاسیر قران جهت فهم بیشتر رجوع می کنند و اغلب ترجمه آیات را به درستی درک نمی کنند زیرا بسیار غیر روان و خاص ترجمه شده است و برای سوال کدام آیه را بیشتر دوست دارید پاسخی ننوشتند یعنی در حافظه خود آیه خاصی را نداشتند . و در رابطه با کاربرد قران در گزینه های مطرح شده جوانان هم به تبعیت از کل جامعه در سفره عقد و بر سر مزار و برای شادمانی روح اموات و برای آغاز سال نو به قران مراجعه می کنند . و برای استخاره و برآورده شدن حاجات هم بسیاری توجه داشتند و بیشتر زمانی را که به قران خواندن می پردازند موارد مطرح شده بوده است و عده ای هم تسکین قلب و آرامش را از دلایل قران خوانی خود ابراز کردند.ولی چیزی که در این میان بسیار دردناک به نظر می رسید جنبه مقدس انگاری قران به شکل صرف بود یعنی کمتر به قران به چشم یک کتاب زندگی نگاه می کردند و بیشتر به دلیل آنکه این کتاب مقدس می باشد آن را می خوانند .عده بسیار کمی هم برای فهم قران به کلاس هایی می رفتند .

البته ما در این مقاله به علت کمی وقت و همینطور اطلاعات کم نسبت به نظریه های جامعه شناسی به عوامل  وریشه یابی آنها زیاد توجه نکردیم والا شاید ما می توانستیم در پرسشنامه ها اطلاعاتی درمورد خانواده پاسخگویان به دست آوریم واز طریق فهمیدن نوع دینداری آنها بتوانیم به انواع استفاده از قرآن پی ببریم یا اینکه با توجه به تحصیلات و آگاهی و شناخت پاسخگویان نسبت به دین و قرآن ،بتوانیم انواع بهره مندی از قرآن را به دست آوریم وبا استفاده از این روش ها پی ببریم که دینداران سنتی یا محافظه گرایان یا کثرت گرایان هر کدام به چه نحوی از قرآن بهره می برند؟البته این موضوعات را به دوستان مطالعه کننده مقاله واگذار می کنیم که درصورت تمایل در تحقیقات خود به آنها توجه نمایند.

 نتیجه گیری:

قرآن کتاب هدایت است و نه قرآن نقش هدایتی است. کارکرد اصلی و ذاتی قرآن آن است که مردمان را از گمراهی رهایی بخشد. به آنان یاد دهد که چگونه قوا و نیروهای خود را مهار و تعدیل کنند و آن را برای تکامل و رسیدن به لقاء الله بازسازی و هدایت کنند. برای رسیدن به این مقصد و مطلب هر چند نیازی است که روخوانی و برخی از مقدمات مانند علوم قرآن دانسته شود ولی نباید این مقدمات و بستر سازی را اصل قرار دهیم و از هدف بازمانیم. در این جا راه خود هدف شده است و ابزار به عنوان مقصد نشسته است. به جای این که قرآن در زندگی حضور یابد ابزاری برای درآمد و شغلی برای گروهی شده است و به جای آن که قرآن در برنامه های زندگی ما حضور جدی داشته باشد حضور تجملی یافته است. این همان مهجوریتی است که قرآن مردمان را از آن باز می دارد و در روز قیامت از مردمان شکایت و گلایه می کند که وی را مهجور و عضین قرار داده اند.

کسانیکه در جامعه اسلامی ایران در چگونه رقم خوردن سرنوشت دین و جامعه نقش داشته اند از نظر دکتر محدثی محافظت گرایان دینی اند که تلاش می کنند طرح جامعه قدسی را پیاده کنند پس لذا در مدارس کودکان ونوجوانان را ترغیب به حفظ وروخوانی قرآن می نماین واز توجه به مفهوم و معنای آن تاحدی دور شده اند.

اکثرجوانان ایرانی که از نظر سطح سواد و تحصیلات و از نظر دغدغه های خاص سنی مثل شناخت خدا و درک عظمت و جایگاه خدادر زندگیشان در جایگاه متفاوتی نسبت به سایرین هستند بسیار سطحی با این کلام الهی مواجه می شوند و دغدغه ای از نظر فهم عمیق آن در خود احساس نمی کنند و حتی از نظر قرائت آن که اولین مرتبه مواجهه با قران است بسیار کم توجه دارند و حتی قران را نمی خوانند چه برسد به آنکه بخواهند برای فهم آن خود را به هر سختی برسانند . بنابر این معلوم می شود عدم درک و آشنایی صحیح با قران موجبات این غفلت را فراهم کرده است و موجب شده است جوانان هیچ دغدغه ای را برای فهم آیات آن برای  داشتن زندگی بهتر در قران نداشته باشند . در هر حال بسیار درد آور است که کتاب آسمانی که مستقیما از جانب خدا برای سعادت ما انسان ها فرستاده شده است فقط "جنبه تزیینی"دارد .

قرآن کارکرد اصلی اش هدایت مردمان به سوی کمال است. هر چند که این نقش به طور طبیعی در کسانی که خود اهل پرهیز هستند به سادگی و خوبی انجام می شود و زمینه و بستر بهتری برای اجرای آن در چنین افرادی است ولی این کارکرد قرآن ویژه مومنان نیست ، زیرا قرآن هدایت عموم مردمان است. بنابراین در بهره گیری از قرآن و اثر گذاری آن تفاوتی میان مسلمان و پرهیزگار و غیر مسلمان نیست. از این رو اگر قرآن در زندگی ما به خوبی اجرا شود دل های دیگران نیز به سوی قرآن کشیده می شود و قرآن بی هیچ هزینه اضافی در جهان گسترش می یابد؛ زیرا فطرت های سالم و پاک در همه جهان به سوی حق کشیده می شوند. به امید آن روز.

 

پرسشنامه جهت سنجش میزان انس جوانان با قران کریم :

1- آیا شما خود را مسلمان می دانید ؟

2- آیا شما اعتقاد دارید که قران آخرین کتاب آسمانی است ؟

3- آیا این کتاب از جانب خداست ؟

4- آیا قران می خوانید ؟

5- چند ساعت را به خواندن قران در طول هفته اختصاص می دهید ؟

6- آیا قران را با ترجمه می خوانید ؟

7- آیا تا به حال کاری را می خواستید انجام دهید که یکی از آیه ها شما را به موقع آگاه کرده باشد ؟

8- آیا سعی می کنید مضامین قران را به کار بگیرید ؟

9- کدام آیه قران را بیشتر دوست دارید و چرا ؟10

10-        در زندگی شما قران چه جایگاهی دارد ؟

11-انس به خواندن سوره یا سوره های خاصی دارید یا نه؟

12-تا به حال به تفسیر قران رجوع کرده اید ؟

13-آیا معانی قرآن که زیر آیات نوشته شده است برای شما           کاملا واضح و قابل فهم است ؟ 

14-برای چه مواردی از قران استفاده می کنید ؟

*مراسم ازدواج و سر عقد       *مراسم ختم      *مراسم افتتاحیه یک جشن     *برای دفع شر و بلیات

*برای حفاظت از خود (مثلا زمان سفر )       *برای استخاره     *برای گرفتن حاجت   

*برای ماه مبارک رمضان     *زمانی که با مشکلی مثل بیماری لاعلاج مواجه می شویم

*برای استجابت دعا      *آغاز سال نو و سفره هفت سین

*موارد دیگر

15-آیا تا به حال موردی در زندگیتان بوده که از انجام یک عمل سرباز بزنید تا ببینید نظر قران را جع با آن چیست ؟

16-اگر موردی در رابطه با قران خوانی خود دارید که در سوالات نبود عنوان کنید ؟

 

 منابع و ماخذ:

محمد حسین طبا طبایی، قران در اسلام (دارالکتب الاسلامیه 1372)

عبدا... جوادی آملی ، قرآن در قرآن (مرکز نشر اسراء، بهار 1378)

عبدا... جوادی آملی ، انتظار بشر از دین (مرکز نشر اسراء، 1380)

محمد تقی مدرسی، مباحثی پیرامون معارف قر آن کریم (انتشارات محبان الحسین (ع)1379)

محمد غزالی، نقش قرآن در جهان معاصر ، انتشارات هه ژار سنندج ، 1380 

عبدا... جوادی آملی ، رسالت قرآن (مرکز نشر فرهنگی رجاء1370)

حسن محدثی ،دین وحیات اجتماعی

حسن محدثی ،مقاله آسیب شناسی امربه معروف ونهی ازمنکر در ایران پس از انقلاب اسلامی

حسن محدثی ،مقاله امتناع اندازه گیری دین داری وامکان رتبه بندی نوع دین داری


آخرین ارسال ها

    سایر
    • » بازدیدکنندگان: 79703